شب را برای سياهی بی پايانش، برای هزاران راز نگفته ،‌برای تنها معبد آرامشم ،‌برای محرم اسرارم ،‌برای بودن با تو ،‌برای تنهايی های بی تو ،‌برای هزاران هزار حرف نگفته ،‌ برای سکوت بی پايانش و برای هزاران هزار دليل ديگر دوست دارم.

سکوت را برای صداقتش ،‌برای هزاران نگاه پر معنا ،‌برای تنهائيش ، برای بی پايانيش دوست دارم.

قانون مرگ يک ديوانه را شايد هيچ کس نفهمد جز تو ... مرگ را تنها برای خودم دوست دارم ،‌چون تنها تويی که ميدانی قانون مرگم چيست ؟؟؟تنها تويی که تمام بند های قانون مرگم را برايم روشن ميسازی!!!!!!!

قانون مرگ را برای سکوت هميشه بی پايانم ،‌ برای رسيدن به تو ،‌برای آرامش ابدی در کنار تو ،‌ برای اينکه تو درستش کردی دوست دارم. تنها تو به من بگو .... تو به من بگو حالا که در اين کره خاکی همه مرا ( ديوانه ) می خوانند  حتی (او ) چگونه تنها ترين ديوانه نباشم؟؟؟؟چگونه لب به خنده بگشايم در صورتی که قلبم مالامال از غم است؟؟؟؟؟ چگونه  شاد باشم وقتی که قلبم  در گرو خاطرات تو است !!!!!!!!!!!!!!!

سرزنشم مکن ميدانم از امانتی که تو به من هديه داده ای به درستی مراقبت نکرده ام ،‌ولی تو....

... را برای هزاران حرفی که از گفتنش عاجزم دوست دارم!!!!!!