|
ای خدا کمکم کن عاشق خودت باشم در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب!
| ||
|
این پست ثابت است
راز سعادت کامیابی موفقیت
و خوشبختی بشر بود
غـم را خـدا نـیـافـریـد ، انـسـان آفـریـد
خـوش بـخـتـی تـنـهـا پـیـشـنـهـاد خـدا
بـه انـسـان بـود
امـا انـسـان ها ، زشـتـی هـا را خـلـق کـردند
و امـروز پـژواک گـذشـتـه خـویـش را
مـلاقـات مـی کـنـنـد
اگه این سایتو با نام راز خوشبختی انسان لینک کنین ممنون میشم
برچسبها: راز خوشبختی انسان, راز خوشبختی بشر, اسرار خوشبختی انسان, میوه ممنوعه, راز, راز خوشبختی, خوشبختی [ یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 ] [ 22:57 ] [ اسیر تو.... ]
حتما بخونید حتما ارزش خوندن داره اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه وقتا فرق ميکنه گفت: رفیق يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکت کنم گفت: من رفتني ام! گفتم: يعني چي؟ گفت: دارم ميميرم گفتم: دکتر رفتی، خارج از کشور؟ گفت: نه همه دکترا اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد. گفتم: خدا کريمه، انشالله که بهت سلامتي ميده با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟ فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه کلاه سرش گذاشت و الکی امیدوارش کرد گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟ گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم بهشون کمک ميکردم مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه؟ گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن و مرگ خوب شدنشون واسه خدا عزيز و مهمه آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟ گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!! يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدر وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟ گفت: بيمار نيستم! گفتم: پس چي؟ گفت: فهميدم بالاخره یک روز مردني هستم، رفتم دکتر گفتم ميتونيد کاري کنيد که اصلا نميرم گفتن نه. پرسیدم خارج چي؟ و باز جواب دادند نه! خلاصه دوست عزیز ما رفتني هستيم, وقتش فرقي داره که کی باشه؟ باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد.... اگر این پیام را دریافت کردی بدون که خدا تو رو خیلی دوست داشته که امروز این زنگ خطر رو برات بصدا در آورده پس ... تو هم برای عزیزانت بفرست و زنجیره مهربانی را ادامه بده برای اونایی که یادشون رفته که یک روز رفتنی هستند ... شاید حرص می زنند و دیگران را می آزارند ... دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب ...
برچسبها: من رفتني ام, خدا, توبه [ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ 2:15 ] [ اسیر تو.... ]
امروز یه ایمیل برام اومده بود برام خیلی جالب بود اصلا انگار حرفای دل منو خونده بود براتون مینویسم شاید بدردتون خورد ************************************************************** اجازه نده مردم حال و هوايت را دست كم بگيرند اگر احساس دمغي يا شادي مي كني، همين مورد حال و هواي خودت است و خود واقعي ات را نشان مي دهي. هيچ كس حق ندارد با كلامش تو را كم ارزش كند. ديگران كه از دل تو خبر ندارند و نميتوانند از ديد تو زندگي را ببينند.كسي نميتواند راه هايي را كه تو رفته اي، تجاربي را كه تو كسب كرده اي و محروميت هايي را كه كشيده اي لمس كند. كسي حق ندارد به طبق احساسات تو را مورد قضاوت قرار دهد و يا موردي را به تو ديكته كند. از بابت اشتباهاتت مضطرب نباش اگر در مورد تصميماتي كه در گذشته گرفتي افسوس مي خوري همين حالا اين كار را متوقف كن.در آن زمان تو معتقد بودي كه بهترين تصميم ها را گرفته اي و تصميماتت بر اساس ذهنيتي شفاف بوده. اگر قرار بود بر اساس عقل و خردي كه الان داري تصميم مي گرفتي مسلماً روشي ديگر را انتخاب مي كردي. پس به خودت تنفس بده. لازم نيست انقدر به خودت گير بدهي. از عزيزانت آزرده خاطر نباش يك روزي بنا به دليلي عزيزانت را از دست مي دهي. پس سعي كن رفتارت با تك تك آنها طوري باشد كه بابت از دست دادنشان دچار عذاب وجدان نشوي. نگذار هواي نفس بر تو مسلط شود گاهي اوقات هواي نفس چنان بر تو مسلط مي شود كه راه خطا را انتخاب مي كني. خطاهايي را كه انتخاب كرده اي همين حالا رها كن. برايشان توجيه پيدا نكن. اين توجيهات حتي خودت را هم آرام نميكند. خودت را در هر بحث و مشاجره اي وارد نكن قوي بودن به اين معني نيست كه با هر كسي سر ناسازگاري و دعوا را آغاز كني و جواب هر كسي را با بي ادبي بدهي. لازم نيست مقابله به مثل كني. سعي نكن خودت را همسطح آنها كني. هدف آنها دقيقاً همين است. قوي واقعي كسي است كه به محض شروع نزاع، خودش را از معركه با سربلندي بيرون بكشد. با جماعت منفي گرا قاطي نشو به محض ديدن محيط پر از تشنج و منفي آنجا را ترك كن. ميزان شادي تو با افكارت نسبت مستقيم دارد پس مثبت گرا و مثبت بين باش. هنوز بهترين روزهاي زندگيت آغاز نشده پس منتظر باش در روابط عاشقانه هول نكن يك رابطه خوب بر اين اساس است كه افراد گذشته همديگر را بپذيرند. هم اكنون همديگر را حمايت كنيد و در آينده حامي هم باشيد. در عشق و عاشقي عجله نكن. همسري را پيدا كن كه موجب رشد معنوي تو شود و تو را در اين دنيا كامل كند و به تو اعتماد داشته باشد. عشق واقعي هميشه ارزشمند است. در انتظار اين عشق باش آنهايي را كه دلشان نميخواهد با تو باشند را رها كن خيلي زجر آور است كه به كسي بچسبي كه دلش نميخواهد پيش تو بماند. اگر كسي به اندازه خودت عشقش را بروز نميدهد و طوري رفتار مي كند كه انگار تو برايش بي تفاوت هستي بهترين سر نخ است كه تو هم به حضور چنين شخصي در زندگيت نيازي نداري. به انتقادهايي كه به تو مي شود بي تفاوت نباش بدترين دروغ، دروغي است كه به خودت مي گويي. اگر دوستي از تو انتقاد مي كند حقيقتي را كه منكرش هستي به تو گوشزد مي كند اميدت را بر باد نده هميشه حواست به خدا باشه و بدان كه امدادهاي غيبي تو را هدايت ميكند
برچسبها: آرامش, روانشناسی, توصیه, امید, خدا [ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 2:27 ] [ اسیر تو.... ]
به مناسبت روز زن و مادر خواسته هاي يك مادر فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم ... وقتی نمی خواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده ... همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی ... زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو ... روزی خود میفهمی از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم. فرزند دلبندم، دوستت دارم. مادر نازنینم روزت مبارک - عشق زندگیم - نفسم - عمرم....
برچسبها: روز مادر, روز زن, تبریک روز مادر [ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 2:20 ] [ اسیر تو.... ]
شايد ما به سرعت از بچه گيامون دور شديم
کوچيک که بوديم چه دل هاي بزرگي داشتيم. حالا که بزرگيم چه دل هاي کوچيکي. کاش دل هامون به بزرگي بچگي بود. کاش براي حرف زدن نيازي به صحبت کردن نداشتيم. کاش براي حرف زدن فقط نگاه کافي بود. کاش قلب ها در چهره بود. ![]() حالا اگه فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمه و ما به همين سکوت دل خوش کرده ايم اما يک سکوت پر بهتر از يک فرياد تو خاليه. سکوتي رو که يک نفر بفهمه بهتر از هزار فرياديه که هيچ کس نفهمه. سکوتي که سرشار از ناگفته هاست. نا گفته هايي که گفتنش يک درد و نگفتنش هزاران درد داره. دنيا رو ببين... بچه بوديم، بارون هميشه از آسمون مي اومد؛ حالا بارون از چشم هامون مي آيد! .... بچه بوديم همه چشم هاي خيسمون رو مي ديدند؛ بزرگ شديم هيچ کس نمي بينه. بچه بوديم تو جمع گريه مي کرديم؛ بزرگ شديم توي خلوت. بچه بوديم همه رو 10 تا دوست داشتيم. ![]() بزرگ که شديم بعضي ها رو اصلا دوست نداريم ، بعضي ها رو کم و بعضي ها رو بي نهايت. بچه که بوديم قضاوت نمي کرديم، همه يکسان بودن. بزرگ که شديم قضاوت هاي درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغيير کنه. کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگي 10 تا دوست داشتيم. بچه که بوديم اگه با کسي دعوا مي کرديم يک ساعت بعد يادمون مي رفت. ![]() بزرگ که شديم گاهي دعواهامون سال ها تو يادمون مونده و آشتي نمي کنيم. بچه که بوديم گاهي با يه تيکه نخ سرگرم مي شديم. بزرگ که شديم حتي 100 تا کلاف نخ هم سرگرممون نمي کنه. بچه که بوديم بزرگترين آرزومون داشتن کوچکترين چيز بود. بزرگ که شديم کوچکترين آرزومون داشتن بزرگترين چيزهاست. بچه که بوديم درد دل ها رو به ناله اي مي گفتيم همه مي فهميدند؛ بزرگ شديم درد دل رو به صد زبان مي گيم... هيچ کس نمي فهمه بچه که بوديم تو بازي ها مون همش اداي بزرگ تر ها رو در مياورديم، بزرگ که شديم همش تو خيالمون برمي گرديم به بچه گي ![]() بچه که بوديم، بچه بوديم بزرگ که شديم، بزرگ که نشديم هيچ؛ ديگه همون بچه هه هم نيستيم. ![]()
برچسبها: بچه که بودیم, بزرگ, بازی, اشک, شادی [ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 13:45 ] [ اسیر تو.... ]
فرصت
ما تموم شده باید از این قصه بریم ============================== آموخته ام که با پول مي شود رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه. آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کندبرچسبها: فرصت ما تموم شده, آموخته ام, زندگی [ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 13:12 ] [ اسیر تو.... ]
خدایا.... «خدایا! تو بزرگی اما در هر آن چه کوچک است و خرد و حقیر نیز جای گرفته ای خدایا! تو کیستی که این جهان بزرگ در جام تنت حیران است؟ دلم می خواهد آن قدر تو را فریاد زنم تا آشتی و مهربانی ات را در درون خود احساس کنم
قاب پنجره و عادت پروانه و رسم زندگی حسرت دیدار وغریب بی تاب و حرمت دیوانگی
دل تنگ و صبر بی باک و التماس دعا من کنار تو ولحظه دیدار واستجابت دعا
بگذار یک بار دیگر در قلب تو بدنیا بیایم بگذار یک بار دیگر پا برهنه در آسمان راه بروم واین هوای دم کرده را کنار بزنم!
دستی به صدای خسته ام بکش خدایا خدایا! اگر می توانستم یک بار دیگر دنیا بیایم..... اگر می توانستم گذشته ها را جبران کنم....... اگر می توانستم......... الهی ! محتاجتم دست منو دامان تو من بنده حقیر را از درگاهت باز نگردان خدایا بپذیر مرا» برچسبها: خدایا, بار خدایا, مرا بپذیر [ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 11:48 ] [ اسیر تو.... ]
سال ۱۳۹۲ پیشاپیش بر همه دوستان و مردم ایران مبارک باد
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز چو آتش در درخت افکند گلنار دگر منقل منه آتش میفروز چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست حسدگو دشمنان را دیده بردوز بهاری خرمست ای گل کجایی که بینی بلبلان را ناله و سوز جهان بی ما بسی بودست و باشد برادر جز نکونامی میندوز برچسبها: عید نوروز مبارک سال 1392 [ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 22:9 ] [ اسیر تو.... ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||